تبلیغات
من هنوز منتظرم - نا امیدی شیطان
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
نظر سنجی
امكانات جانبی
 

پیرى در روستایى هرروز براى نماز صبح از منزل خارج وبه مسجدمى رفت دریك روز بارانى پیر ،صبح براى نماز از خانه بیرون امد چند قدمى كه رفت در چاله ای افتاد،خیس وگلى شد به خانه بازگشت لباس راعوض كرد ودوباره برگشت پس از مسافتى براى بار دوم خیس و گلى شد برگشت لباس راعوض كرد ازخانه براى نماز خارج شد.دید در جلوى در جوانى چراغ به دست ایستاده است سلام كرد و راهی مسجد شدند هنگام ورود به مسجد دید جوان وارد مسجد نشد پرسید اًى جوان براى نماز وارد مسجد نمى شوى؟
جوان گفت نه ،اى پیر ،من شیطان هستم
براى بار اول كه بازگشتى خدابه فرشتگان گفت تمام گناهان او را بخشیدم
براى باردوم كه بازگشتى خدا به فرشتگان گفت تمام گناهان اهل خانه او را بخشیدم
ترسیدم اگر براى بار سوم در چاله بیفتى خداوند به فرشتگان بگوید تمام گناهان اهل روستا رابخشیدم كه من این همه تلاش براى گمراهى آنان داشتم
براى همین امدم چراغ گرفتم تا به سلامت به مسجد برسى !

گر تو آن پیر خرابات باشی
فارغ ز بد و بنده ی الله باشی
شیطان به رهت همچو چراغی بشود
تا در محضر دوست همیشه حاضر باشی





:: مرتبط با: کوتاه و مفید ,
:: برچسب‌ها: شیطان , فریب شیطان , پیر خرابات ,
ن : ا .ع(تسنیم313)
ت : 1394/04/15
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی